مرتضى مطهرى

312

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

لُبْسَ الْفَرْوِ مَقْلوباً « 1 » جامهء اسلام را مىپوشند ( و از تن بيرون نمىكنند ) ولى مانند پوستينى كه آن را وارونه پوشيده باشند . پوستين خصلتش گرمى و زيبايى آن است ولى اين در صورتى است كه آن را درست بپوشند ، اگر وارونه بپوشند و پشمها بيرون باشد اولا سرد است و ثانيا يك شىء موحش است كه هر كس مىبيند خيال مىكند يك خرس راه مىرود . در تعبير ديگرى كه راجع به بنىاميه دارد ، مىفرمايد : يُكْفَأُ فيهِ الْاسْلامُ كَما يُكْفَأُ الْاناءُ بِما فيهِ « 2 » . تعبيرْ خيلى عالى است . اين ظرف پر از آب را كج مىكنند ، آبهايش كه محتواى ظرف است مىريزد ، ظرف خالى باقى مىماند . هر كس كه ظرف را نگاه مىكند مىبيند خيلى خوب است ولى نمىداند ظرف كه ارزشى ندارد ، ظرف براى محتواست . محتوا را از ظرف مىگيرند و ظرفِ تنها را براى مردم باقى مىگذارند . آنها چه كردند ؟ امام حسين وقتى كه مظالم و مفاسد بنىاميه را شرح مىدهد همهء اين نكات در كلام او منعكس است : ايهاالناس ظلم اينها را ببينيد ، تبعيضهاى اينها را ببينيد ، استيثارهاى اينها را ببينيد . ايهاالناس اينها مردم را به دو دسته قسمت كردند : مردمى برخوردار و خورنده ، و مردمى مظلوم و مستضعف . ايهاالناس ببينيد فساد اخلاق را به كجا رسانده‌اند ! كار فساد اخلاق به جايى رسيده كه قهرمان فساد اخلاق ، آن كه از او فاسدالاخلاق‌تر نيست در رأس جامعهء اسلامى قرار گرفته است . علناً شراب مىخورد ، علناً سگ‌بازى مىكند ، علناً قمار مىكند ، علناً زنا مىكند ، با محارم خودش زنا مىكند . قيام مردم مدينه بعد از شهادت امام حسين عليه السلام ولى در آن زمان هنوز مردم درك نمىكردند ، روابط و ارتباطات اين قدر زياد نبود ، [ مىگفتند ] يزيد هم يك آدمى است كه آمده خليفه شده است . و لهذا بعد از شهادت امام حسين ، همين امام حسينى كه از مدينه بيرون آمد و از اهل مدينه كسى او را يارى نكرد « 3 » مدينه تكان مىخورد : چرا حسين ، فرزند پيغمبر ، شهيد شد ؟ آن وقت به

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغه ، خطبهء 106 . ( 2 ) . نهج‌البلاغه ، خطبهء 101 . ( 3 ) . البته افرادى يارى كردند ، عدهء معدودى از اصحاب امام حسين اهل مدينه هستند ولى جامعهء مدينه‌امام حسين را يارى نكرد .